ناصر الدين شاه قاجار
75
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )
اين پل را هم خيلى نزديك اردو بستهاند بعد رانديم وارد سراپرده شديم ، دم در سراپرده ديدم يك بچه سرباز رخت سربازى پوشيده است ، يك تفنگ كوچك هم دوش گرفته ، چون او را نديده بودم اول نشناختم پرسيدم گفتند پسر وليعهد است ، خيلى پسر شيرينى بود خيلى تعريف ازو كرديم ، پياده شده با وليعهد و امير نظام و سايرين وارد سراپرده شديم ، پسر وليعهد آمد ، در حقيقت خيلى پسر خوبى است اسمش ملك منصور ميرزاست ، لقب شعاع السلطنهگى دارد ، تركى حرف مىزد خيلى بامزه بود ، با پسره صحبت مىكرديم وليعهد خجالت مىكشيد ، هى مىرفت عقب هرچه مىگفتم بيا نمىآمد خجالت مىكشيد ، بعد آنها مرخص شدند رفتند و جا انداختند ، خوابيدم ، نيم ساعتى گويا خوابم برد كه درين بين رعدوبرق شديد شد و باران شديد آمد ، آسمان صدا كرد ، به قدر دو ساعتى هم باريد بعد بند آمد و هوا كمكم باز شد ، عصر كه قورق شد زنها آمدند بازفرستاديم وليعهد و پسرش آمدند اندرون با زنها صحبت كرده باز از پسرش خجالت مىكشيد ، قدرى صحبت كرديم و رفت . امروز از گردنه كه سرازير شديم توى كالسكه بودم ديدم يك لوطى به عينه لوطى تبريزى جلو مىرقصد ، يك رقاصگر كثيفى دارد و يك چكورچى خيلى مندرس كثيفى داشت ، من اول خيال كردم لوطى تبريزى است گفتم يقين ناخوش شده است اينطور شده است ، براش پيغام دادم ايندفعه باز بيا طهران و رد شديم ، قدرى بالاتر رفتيم ديدم لوطى تبريزى اينجا ايستاده است چاق و گردن كلفت و خوب همان كلاه به سرش و خنجر به كمرش با يك رقاص خوشگل بزرگى هم آورده بود با تمام برادر و پسر و قوم و قبيلهاش مىرقصيد ، خيلى بامزه بود ، لوطى تبريزى در همين ميانج مىنشيند ، امشب بعد از شام مهديخان كاشى را چشمش را بستيم آورديم اندرون نشست ، خيلى صحبت كرد مىگفت از زنجان تا حالا يبوست شدهام پنج روز است خلا نرفتهام خيلى خنديديم . روز چهارشنبه سلخ شهر شعبان المعظم : امروز بايد برويم تركمن ، راه درست هفت فرسنگ سنگين است اما بر پدرش لعنت صبح زود برخاستيم ، حرم رفته بودند ، عزيز السلطان هم رفت ما هم رخت پوشيد [ ه ] بيرون آمديم ، دم در وليعهد ، امير نظام ، امين السلطان و همهء پيشخدمتها و جمعيت زيادى ايستاده بودند ، آدم خجالت مىكشيد ، سوار اسب شده رانديم ، هوا هم صاف و آرام بود ، آفتاب گرمى بود ، رانديم براى ماهورهاى طرف دست راست قصبهء ميانج ، اهل قصبه تمام زن و